حالت التزامی (Subjonctif) در زبان فرانسه

حالت التزامی (Subjonctif) در زبان فرانسه به زبان ساده

subjonctif بین زبان‌آموزان فرانسه شهرت بدی دارد. تقریباً همه شنیده‌اند که «سخت‌ترین بخش دستور فرانسه» است و خیلی‌ها یادگیری‌اش را تا آخرین لحظه عقب می‌اندازند.

اما یک خبر خوب هست که معمولاً کسی به فارسی‌زبان‌ها نمی‌گوید: فارسی هم دقیقاً همین حالت را دارد. وقتی می‌گویید «می‌روم» با وقتی می‌گویید «بروم»، دو حالت متفاوت از یک فعل را به کار برده‌اید. جمله‌ی «باید بروم» را نمی‌شود گفت «باید می‌روم». همین تفاوت، جوهر subjonctif است.

پس شما از قبل با منطق این حالت آشنا هستید. کاری که باید بکنید یاد گرفتن یک مفهوم تازه نیست؛ فقط باید یاد بگیرید فرانسه این مفهوم آشنا را با چه شکل‌هایی و در چه موقعیت‌هایی بیان می‌کند.

در این مقاله ابتدا می‌بینیم subjonctif اصلاً چیست، بعد ساختش را یاد می‌گیریم، و مهم‌تر از همه سراغ این سؤال می‌رویم که دقیقاً کجا باید از آن استفاده کرد و کجا نباید.

subjonctif اصلاً چیست؟

اول یک سوءتفاهم رایج را برطرف کنیم: subjonctif زمان نیست، حالت است.

فرانسه چهار حالت اصلی دارد:

حالت کارش چیست مثال
indicatif بیان واقعیت Il vient. (می‌آید)
impératif دستور دادن Viens ! (بیا!)
conditionnel بیان شرط و ادب Il viendrait. (می‌آمد)
subjonctif بیان ذهنیت … qu’il vienne (که بیاید)

تفاوت اصلی indicatif و subjonctif را می‌شود این‌طور خلاصه کرد:

  • indicatif وقتی به کار می‌رود که گوینده چیزی را به‌عنوان واقعیت اعلام می‌کند.
  • subjonctif وقتی به کار می‌رود که گوینده چیزی را اعلام نمی‌کند، بلکه آن را داخل چارچوب خواسته، احساس، شک یا فرض قرار می‌دهد.

به این دو جمله دقت کنید:

  • Je sais qu’il vient.

(می‌دانم که می‌آید — واقعیت است)

  • Je veux qu’il vienne.

(می‌خواهم که بیاید — هنوز واقعیت نیست، خواسته است)

در جمله‌ی دوم، «آمدن او» اتفاق نیفتاده و شاید هرگز هم نیفتد. گوینده فقط خواسته‌اش را بیان می‌کند. همین باعث می‌شود فعل به subjonctif برود.

subjonctif اصلاً چیست؟

مزیت پنهان فارسی‌زبان‌ها

حالا همان تقابل را در فارسی ببینید:

فرانسه فارسی حالت
Il vient.

.می‌آید

خبری
Je veux qu’il vienne.

.می‌خواهم بیاید

التزامی
Il faut qu’il vienne.

.باید بیاید

التزامی
J’ai peur qu’il ne vienne pas.

.نیاید می‌ترسم 

التزامی
Bien qu’il soit malade…

با اینکه بیمار باشد

التزامی

می‌بینید که فارسی هم دقیقاً در همان موقعیت‌ها فعل را تغییر می‌دهد. انگلیسی‌زبان‌ها این شانس را ندارند و باید مفهوم را از صفر یاد بگیرند؛ شما فقط باید شکل‌ها را یاد بگیرید.

📌اما یک هشدار:

این تطابق کامل نیست. چند جا هست که فارسی حالت التزامی می‌خواهد و فرانسه نمی‌خواهد — یا برعکس. مهم‌ترین‌شان فعل espérer است که در بخش مربوطه به آن می‌پردازیم. پس از این شباهت به‌عنوان یک راهنمای اولیه استفاده کنید، نه یک قاعده‌ی بی‌خطا.

ساخت subjonctif présent: قاعده‌ی افعال باقاعده

ساخت این حالت یک دستور سه‌مرحله‌ای ساده دارد:

۱. فعل را در زمان حال با ضمیر ils صرف کنید. ۲. شناسه‌ی -ent را حذف کنید تا ریشه به دست بیاید. ۳. شناسه‌های subjonctif را اضافه کنید.

شناسه‌ها برای همه‌ی افعال یکسان‌اند (به‌جز être و avoir). برای آشنایی دقیق‌تر با شکل و کاربرد این دو فعل پرکاربرد، می‌توانید صرف فعل avoir و صرف فعل être را جداگانه بررسی کنید؛ چون هر دو از افعال بی‌قاعده‌ی مهم زبان فرانسه هستند و در بسیاری از ساختارهای گرامری و مکالمات روزمره کاربرد دارند.

ضمیر شناسه
que je -e
que tu -es
qu’il / elle / on -e
que nous -ions
que vous -iez
qu’ils / elles -ent

نمونه‌ی کامل

فعل parler: ils parl~~ent~~ → ریشه: parl-

صرف تلفظ
que je parle [paʁl]
que tu parles [paʁl]
qu’il parle [paʁl]
que nous parlions [paʁ.ljɔ̃]
que vous parliez [paʁ.lje]
qu’ils parlent [paʁl]

فعل finir: ils finiss~~ent~~ → ریشه: finiss-

  • que je finisse / que nous finissions

فعل partir: ils part~~ent~~ → ریشه: part-

  • que je parte / que nous partions

فعل écrire: ils écriv~~ent~~ → ریشه: écriv-

  • que j’écrive / que nous écrivions

📌توجه کنید که همیشه ضمیر que پیش از فعل می‌آید. subjonctif تقریباً همیشه در یک جمله‌واره‌ی وابسته ظاهر می‌شود و que دروازه‌ی ورود به آن است. برای همین بهتر است افعال را از همان اول با que حفظ کنید.

ساخت subjonctif présent: قاعده‌ی افعال باقاعده

افعالی که دو ریشه دارند

بعضی افعال در nous و vous ریشه‌ی متفاوتی می‌گیرند. الگویش هم منطقی است: این افعال ریشه‌ی nous زمان حال را برای این دو شخص به کار می‌برند.

مصدر ریشه‌ی اصلی (از ils) ریشه‌ی nous / vous
prendre que je prenne que nous prenions
venir que je vienne que nous venions
boire que je boive que nous buvions
devoir que je doive que nous devions
voir que je voie que nous voyions
recevoir que je reçoive que nous recevions
mourir que je meure que nous mourions
tenir que je tienne que nous tenions
appeler que j’appelle que nous appelions

یک راه ساده برای به یاد سپردن این گروه: شکل je را از ils بسازید و شکل nous را از nous. یعنی هر دو ریشه را از خود زمان حال برمی‌دارید، فقط از دو جای مختلف.

افعال بی‌قاعده

فقط تعداد کمی فعل کاملاً بی‌قاعده‌اند، اما همین‌ها پرکاربردترین افعال زبان فرانسه هستند. این جدول را باید حفظ کنید:

مصدر صرف کامل
être que je sois, tu sois, il soit, nous soyons, vous soyez, ils soient
avoir que j’aie, tu aies, il ait, nous ayons, vous ayez, ils aient
aller que j’aille, tu ailles, il aille, nous allions, vous alliez, ils aillent
faire que je fasse, tu fasses, il fasse, nous fassions, vous fassiez, ils fassent
pouvoir que je puisse, tu puisses, il puisse, nous puissions, vous puissiez, ils puissent
savoir que je sache, tu saches, il sache, nous sachions, vous sachiez, ils sachent
vouloir que je veuille, tu veuilles, il veuille, nous voulions, vous vouliez, ils veuillent
falloir qu’il faille
pleuvoir qu’il pleuve
valoir qu’il vaille

دقت کنید که être و avoir تنها افعالی هستند که شناسه‌های‌شان هم با بقیه فرق می‌کند. بقیه‌ی افعال این جدول فقط ریشه‌ی عجیبی دارند و شناسه‌های معمول را می‌گیرند.

پنج موقعیتی که subjonctif می‌خواهند

حالا می‌رسیم به مهم‌ترین بخش. صرف کردن subjonctif کار سختی نیست؛ سختی واقعی در تشخیص موقعیت است. خوشبختانه این موقعیت‌ها در پنج دسته جا می‌گیرند.

۱. خواستن، اراده و دستور

هر وقت گوینده می‌خواهد کسی کاری بکند:

فعل مثال
vouloir que Je veux que tu viennes.
souhaiter que Je souhaite qu’il réussisse.
désirer que Elle désire que nous partions.
exiger que Le directeur exige que vous soyez à l’heure.
demander que Il demande qu’on lui réponde.
préférer que Je préfère que tu fasses attention.
interdire que On interdit qu’ils entrent.

۲. احساس و عاطفه

هر وقت گوینده واکنش عاطفی نشان می‌دهد:

  • Je suis content que tu sois là. (خوشحالم که اینجایی)
  • Elle est triste que son ami parte.
  • J’ai peur qu’il fasse froid.
  • Je regrette que vous ne puissiez pas venir.
  • C’est dommage qu’il pleuve.
  • Je m’étonne qu’elle n’ait rien dit.

📌 نکته‌ی جالب اینجاست که در جمله‌ی Je suis content que tu sois là، حضور شما یک واقعیت است. پس چرا subjonctif؟ چون گوینده در حال اعلام آن واقعیت نیست؛ دارد واکنشش به آن را بیان می‌کند. این تفاوت ظریف، کلید فهم عمیق subjonctif است.

۳. ضرورت و لزوم

  • Il faut que tu partes maintenant. (باید الان بروی)
  • Il est nécessaire que nous soyons présents.
  • Il est important que vous compreniez cela.
  • Il est essentiel qu’elle sache la vérité.
  • Il vaut mieux que tu restes ici.

عبارت il faut que احتمالاً پرکاربردترین محرک subjonctif در کل زبان است. اگر فقط یک ساختار را بخواهید حفظ کنید، همین است.

۴. شک، تردید و انکار

  • Je doute qu’il vienne. (شک دارم که بیاید)
  • Il est possible qu’elle soit malade.
  • Il se peut qu’ils arrivent en retard.
  • Il n’est pas certain que nous puissions finir.

و مهم‌تر از همه، افعال penser, croire, trouver وقتی منفی یا پرسشی شوند:

مثبت (indicatif) منفی یا پرسشی (subjonctif)
Je pense qu’il vient. Je ne pense pas qu’il vienne.
Je crois qu’elle a raison. Crois-tu qu’elle ait raison ?

منطقش روشن است: در جمله‌ی مثبت گوینده باور خودش را اعلام می‌کند، اما در جمله‌ی منفی این باور را پس می‌گیرد.

۵. صفت عالی و کلمه‌های انحصاری

بعد از صفت عالی و کلمه‌هایی مثل le seul, le premier, le dernier:

  • C’est le meilleur film que j’aie jamais vu.
  • Tu es la seule personne qui me comprenne.
  • C’est le premier livre qui m’ait vraiment plu.

همچنین وقتی درباره‌ی چیزی حرف می‌زنیم که هنوز پیدایش نکرده‌ایم و شاید اصلاً وجود نداشته باشد:

  • Je cherche un appartement qui soit lumineux et pas cher. (هنوز پیدا نشده)
  • در مقابل: J’ai trouvé un appartement qui est lumineux. (پیدا شده، پس واقعیت است)

حرف‌های ربطی که همیشه subjonctif می‌گیرند

بعضی حرف‌های ربط، بدون هیچ استثنایی، فعل بعد از خودشان را به subjonctif می‌برند. اینها را باید مثل یک فهرست حفظ کرد:

حرف ربط معنا مثال
bien que

با اینکه

Bien qu’il soit fatigué, il travaille.
quoique

هرچند

Quoiqu’elle ait raison…
pour que

برای اینکه

Je t’explique pour que tu comprennes.
afin que

تا اینکه

Afin que tout soit clair…
avant que

پیش از آنکه

Partons avant qu’il ne pleuve.
jusqu’à ce que

تا زمانی که

Attends jusqu’à ce que je revienne.
à condition que

به شرطی که

J’accepte à condition que tu viennes aussi.
à moins que

مگر اینکه

Je viendrai à moins qu’il ne soit trop tard.
sans que

بدون اینکه

Il est parti sans que je le sache.
pourvu que

به شرط آنکه / کاش

Pourvu qu’il fasse beau !
de peur que

از ترس آنکه

De peur qu’il ne parte

نکته‌ای درباره‌ی ne در این جمله‌ها

در چند مورد از این جدول — avant que, à moins que, de peur que — گاهی یک ne می‌بینید که معنای منفی ندارد. به آن می‌گویند ne explétif و صرفاً یک بازمانده‌ی سبکی است:

  • Partons avant qu’il ne pleuve. = پیش از آنکه باران ببارد (نه: نبارد)

قاعده‌ی طلایی: دو فاعل متفاوت

این مهم‌ترین قاعده‌ی عملی کل مقاله است و بسیاری از اشتباه‌ها را از بین می‌برد:

اگر فاعل هر دو جمله یکی باشد، subjonctif به کار نمی‌رود؛ به‌جایش از مصدر استفاده می‌شود.

مقایسه کنید:

یک فاعل (مصدر) دو فاعل (subjonctif)
Je veux partir. (می‌خواهم بروم) Je veux que tu partes. (می‌خواهم تو بروی)
Il faut travailler. (باید کار کرد) Il faut que tu travailles. (باید تو کار کنی)
Je suis content de te voir. Je suis content que tu sois là.
Il est parti avant de manger. Il est parti avant que je mange.
J’étudie pour réussir. J’explique pour que tu réussisses.

دقت کنید که حرف ربط هم عوض می‌شود:

با مصدر با subjonctif
avant de avant que
pour pour que
afin de afin que
à condition de à condition que
sans sans que
de peur de de peur que

پس این جمله‌ها اشتباه‌اند:

  • ~~Je veux que je parte.~~ ✘ → Je veux partir. ✔
  • ~~Il faut que je travaille~~ ✔ درست است، چون فاعل جمله‌ی اول بی‌شخص است و با je فرق دارد.

جاهایی که subjonctif به کار نمی‌رود

شناختن مرزها به اندازه‌ی شناختن قاعده مهم است. چند مورد هست که زبان‌آموزان به‌اشتباه subjonctif می‌گذارند.

فعل espérer: بزرگ‌ترین تله

در فارسی می‌گوییم «امیدوارم بیاید» و فعل التزامی است. اما فرانسه اینجا indicatif می‌خواهد:

  • J’espère qu’il viendra. ✔ (امیدوارم بیاید)
  • ~~J’espère qu’il vienne.~~ ✘

منطقش این است که در نگاه فرانسوی، امید نوعی انتظار مثبت است و گوینده وقوع رویداد را محتمل می‌داند. مقایسه کنید با souhaiter که کاملاً برعکس عمل می‌کند:

  • Je souhaite qu’il vienne. ✔ (subjonctif)
  • J’espère qu’il viendra. ✔ (indicatif)

احتمال بالا در برابر احتمال پایین

عبارت حالت مثال
il est probable que indicatif Il est probable qu’il viendra.
il est possible que subjonctif Il est possible qu’il vienne.
il est certain que indicatif Il est certain qu’il a raison.
il n’est pas certain que subjonctif Il n’est pas certain qu’il ait raison.
il me semble que indicatif Il me semble qu’il est fatigué.
il semble que subjonctif Il semble qu’il soit fatigué.

الگو روشن است: هرچه گوینده مطمئن‌تر باشد، indicatif؛ هرچه مردد‌تر، subjonctif.

فعل‌های اعلام واقعیت

افعالی که واقعیتی را گزارش می‌کنند همیشه indicatif می‌گیرند:

  • Je sais qu’il est là.
  • Il dit qu’elle viendra.
  • J’ai remarqué que tu as changé.
  • Je pense qu’il a raison. (در حالت مثبت)

حرف‌های ربط علّی و زمانی

  • parce que → Il est resté parce qu’il était malade.
  • puisquePuisque tu es là, aidons-nous.
  • après queAprès qu’il est parti… (برخلاف avant que)

تقابل avant que و après que نکته‌ی جالبی است: چیزی که هنوز رخ نداده subjonctif می‌گیرد و چیزی که رخ داده indicatif. البته در گفتار امروز بسیاری از فرانسوی‌زبان‌ها بعد از après que هم subjonctif می‌گذارند، اما این شکل هنوز در دستور معیار نادرست شمرده می‌شود.

subjonctif passé و زمان‌های ادبی

subjonctif passé

وقتی عملِ جمله‌ی وابسته پیش از عمل جمله‌ی اصلی رخ داده باشد، از subjonctif passé استفاده می‌کنیم. ساختش ساده است:

فعل کمکی (avoir یا être) در subjonctif présent + اسم مفعول

  • Je suis content que tu sois venu. (خوشحالم که آمدی)
  • Je doute qu’il ait compris. (شک دارم که فهمیده باشد)
  • Bien qu’elle ait travaillé dur, elle a échoué.

مقایسه کنید:

  • Je suis content que tu viennes. (خوشحالم که می‌آیی — هنوز نیامده)
  • Je suis content que tu sois venu. (خوشحالم که آمدی — آمده است)

زمان‌های ادبی

فرانسه دو زمان دیگر هم دارد: subjonctif imparfait و subjonctif plus-que-parfait. این‌ها امروز فقط در ادبیات کلاسیک و متن‌های بسیار رسمی دیده می‌شوند و در گفتار و نوشتار عادی جای‌شان را به دو زمان قبلی داده‌اند.

  • Je voulais qu’il vînt. (ادبی) → امروز: Je voulais qu’il vienne.

لازم نیست این‌ها را صرف کنید؛ فقط کافی است بشناسیدشان تا موقع خواندن متن ادبی غافلگیر نشوید.

subjonctif در جمله‌های مستقل

با اینکه subjonctif معمولاً بعد از que و در جمله‌ی وابسته می‌آید، چند کاربرد مستقل هم دارد:

دستور سوم‌شخص (چون impératif سوم‌شخص ندارد):

 امری کردن فعل در زبان فرانسه فقط برای دوم‌شخص به کار می‌رود و برای بیان دستور یا درخواست درباره‌ی «او» یا «آن‌ها» از ساختارهای دیگری استفاده می‌شود.

  • Qu’il entre ! (بگذارید بیاید تو!)
  • Qu’ils fassent ce qu’ils veulent.

آرزو و دعا:

  • Vive la France ! (زنده باد فرانسه!)
  • Que Dieu vous bénisse !
  • Ainsi soit-il. (چنین باد)

عبارت‌های تثبیت‌شده:

  • Advienne que pourra. (هرچه بادا باد)
  • Coûte que coûte. (به هر قیمتی)

تلفظ و تشخیص شنیداری

خبر خوب برای گوش شما: برای اکثر افعال گروه اول، شکل subjonctif دقیقاً مثل indicatif تلفظ می‌شود.

indicatif subjonctif تلفظ
je parle que je parle [ʒə paʁl] — یکسان
tu manges que tu manges [ty mɑ̃ʒ] — یکسان
ils travaillent qu’ils travaillent [il tʁa.vaj] — یکسان

تفاوت فقط در nous و vous شنیده می‌شود:

indicatif subjonctif
nous parlons [paʁ.lɔ̃] que nous parlions [paʁ.ljɔ̃]
vous parlez [paʁ.le] que vous parliez [paʁ.lje]

پس در عمل، بار اصلی تلفظ روی افعال بی‌قاعده است:

فعل تلفظ
que je sois [swa]
qu’il ait [ɛ]
que j’aille [aj]
que je fasse [fas]
que je puisse [pɥis]
que je sache [saʃ]
que je veuille [vœj]

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

اشتباه نادرست درست ریشه‌ی خطا
subjonctif بعد از espérer

J’espère qu’il vienne.

J’espère qu’il viendra. ترجمه‌ی مستقیم «امیدوارم بیاید»
subjonctif با فاعل یکسان

Je veux que je parte.

Je veux partir. ندانستن قاعده‌ی دو فاعل
indicatif بعد از il faut que

Il faut que tu viens.

Il faut que tu viennes. غفلت از محرک بودن il faut que
subjonctif بعد از penser مثبت

Je pense qu’il soit là.

Je pense qu’il est là. تعمیم قاعده به حالت مثبت
اشتباه در avant / après

Après qu’il soit parti…

Après qu’il est parti… قیاس نادرست با avant que
فراموش کردن i در nous

que nous parlons

que nous parlions یکسان دیدن با زمان حال
ریشه‌ی اشتباه بی‌قاعده‌ها

que je vais

que j’aille استفاده از ریشه‌ی زمان حال
بدفهمی ne explétif تصور معنای منفی avant qu’il ne pleuve = پیش از بارش تفسیر ne به‌عنوان نشانه‌ی نفی
indicatif بعد از bien que

Bien qu’il est fatigué…

Bien qu’il soit fatigué… چون واقعیت است، به‌اشتباه indicatif می‌آید

جمع‌بندی

آنچه گفتیم را می‌شود در چند اصل خلاصه کرد:

۱. subjonctif حالت است نه زمان. کارش این است که نشان دهد گوینده رویداد را اعلام نمی‌کند، بلکه آن را در چارچوب خواسته، احساس، شک یا فرض قرار می‌دهد.

۲. فارسی هم همین حالت را دارد («بروم» در برابر «می‌روم»)، و این شباهت راهنمای خوبی است — به‌شرطی که به استثناها آگاه باشید.

۳. ساختش قاعده‌مند است: ریشه را از صرف ils زمان حال بگیرید و شش شناسه‌ی ثابت را به آن اضافه کنید.

۴. فقط ده فعل واقعاً بی‌قاعده‌اند و همان‌ها بیشترین کاربرد را دارند. حفظ کردن‌شان سرمایه‌گذاری کوچکی است با بازده بزرگ.

۵. پنج دسته موقعیت subjonctif می‌خواهند: اراده، احساس، ضرورت، شک، و ساختارهای انحصاری مثل صفت عالی.

۶. قاعده‌ی طلایی دو فاعل را همیشه به یاد داشته باشید. یک فاعل یعنی مصدر، دو فاعل یعنی subjonctif.

۷. مرزها را هم بشناسید: espérer, parce que, après que و penser مثبت، همگی indicatif می‌خواهند.

توصیه‌ی عملی پایانی: subjonctif را با فهرست حفظ کردن یاد نگیرید. به‌جایش چند ساختار پرکاربرد را کامل و با جمله در ذهن‌تان جا بیندازید — il faut que, je veux que, bien que, pour que, avant que — و بگذارید بقیه به‌مرور از راه شنیدن و خواندن اضافه شوند. این حالت بیش از آنکه حفظ‌کردنی باشد، عادت‌کردنی است.

اگر در تشخیص موقعیت‌های کاربرد subjonctif یا ساختن جمله با این حالت فعل مشکل دارید، تمرین هدفمند می‌تواند یادگیری را بسیار ساده‌تر کند. در آموزشگاه زبان فرانسه کوشا گفتار، با تمرکز بر کاربرد واقعی قواعد در جمله و مکالمه، می‌توانید این ساختارها را به‌صورت عملی تمرین کنید. همچنین کلاس‌های گرامر فرانسه به شما کمک می‌کنند تفاوت میان ساختارهای مشابه را بهتر بشناسید و subjonctif را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از قواعد پراکنده، بلکه به‌عنوان بخشی طبیعی از زبان فرانسه یاد بگیرید.

سؤال‌های پرتکرار

نه. برخلاف بعضی زمان‌های ادبی، این حالت در فرانسه‌ی روزمره کاملاً زنده است. عبارتی مثل il faut que در مکالمه‌ی عادی مدام تکرار می‌شود و بدون subjonctif قابل استفاده نیست.

چون گوینده در آن جمله‌واره در حال اعلام آن واقعیت نیست، بلکه آن را به‌عنوان یک زمینه یا تضاد مطرح می‌کند. subjonctif همیشه نشانه‌ی تردید نیست؛ نشانه‌ی «اعلام‌نشدگی» است.

souhaiter آرزو را بیان می‌کند و وقوعش نامعلوم است، پس subjonctif. espérer انتظار مثبت است و گوینده وقوعش را محتمل می‌داند، پس indicatif. این یکی از مواردی است که باید صرفاً حفظ شود.

اگر عمل جمله‌ی وابسته پیش از عمل جمله‌ی اصلی رخ داده، passé؛ اگر همزمان یا بعد از آن است، présent. مقایسه کنید: Je suis content que tu viennes در برابر Je suis content que tu sois venu.

برای تولید زبان نه. فقط کافی است بشناسیدش تا موقع خواندن متن ادبی قرن نوزدهم گیج نشوید. در نوشتار و گفتار امروز، subjonctif présent جای آن را گرفته است.

چون با منفی کردن penser، گوینده باورش را پس می‌گیرد و دیگر چیزی را به‌عنوان واقعیت اعلام نمی‌کند. همین اتفاق در حالت پرسشی هم می‌افتد.

برای بیشتر افعال گروه اول، در اکثر اشخاص نه. تفاوت فقط در nous و vous شنیده می‌شود و در افعال بی‌قاعده که شکل‌های کاملاً متمایزی دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید