فارسی برای وصل کردن دو جمله به هم، یک ابزار همهکاره دارد: که.
- مردی که آمد.
- کتابی که خواندم.
- شهری که در آن زندگی میکنم.
- کسی که دربارهاش حرف زدم.
در هر چهار جمله یک کلمه به کار رفته، در حالی که نقش دستوری آن کاملاً فرق میکند. فرانسه این چهار نقش را با چهار کلمهی متفاوت نشان میدهد: qui، que، où و dont.
اینجاست که مشکل شروع میشود. ذهن فارسیزبان به یک ابزار واحد عادت کرده و حالا باید هر بار میان چهار گزینه انتخاب کند. اما خبر خوب این است که این انتخاب کاملاً قاعدهمند است و به سلیقه یا حس زبانی ربطی ندارد. اگر یک سؤال ساده را از خودتان بپرسید، جواب همیشه یکی است و بدون ابهام.
در این مقاله همان سؤال را یاد میگیریم، بعد هر چهار ضمیر را جداگانه بررسی میکنیم، و در پایان سراغ ce qui، ce que و خانوادهی lequel میرویم که کار را کامل میکنند.
- Je connais un homme.
(مردی را میشناسم)
- Cet homme parle cinq langues.
(این مرد پنج زبان حرف میزند)
برای ترکیبشان، کلمهی تکراری را حذف میکنیم و جایش ضمیر موصولی میگذاریم:
- Je connais un homme qui parle cinq langues.
سه عنصر در این ساختار وجود دارد که در ادامهی مقاله مدام به آنها برمیگردیم:
| عنصر | نامش | در مثال بالا |
| کلمهای که ضمیر به آن برمیگردد | antécédent (مرجع) | un homme |
| خود ضمیر | pronom relatif | qui |
| جملهی بعد از ضمیر | proposition relative | parle cinq langues |
یک نکتهی مهم پیش از شروع
در فرانسه، ضمیر موصولی هرگز حذف نمیشود. انگلیسی اجازه میدهد بگویید the book I read، اما فرانسه چنین اجازهای نمیدهد:
- Le livre que j’ai lu. ✔
- ~~Le livre j’ai lu.~~ ✘
کسانی که پیشتر انگلیسی خواندهاند بیشتر در این دام میافتند.

کلید اصلی: نقش دستوری، نه معنا
اینجا مهمترین نکتهی کل مقاله است، و اگر فقط یک چیز از این متن به خاطر بسپارید، همین باشد:
انتخاب ضمیر موصولی به این بستگی ندارد که مرجع، انسان است یا شیء. فقط و فقط به نقش دستوری آن در جملهی دوم بستگی دارد.
این نکته دقیقاً برعکس انگلیسی است. در انگلیسی who برای انسان و which برای شیء است. در فرانسه چنین تفکیکی وجود ندارد:
|
مرجع |
نقش در جملهی دوم |
ضمیر |
| l’homme (انسان) | فاعل | l’homme qui parle |
| le livre (شیء) | فاعل | le livre qui est sur la table |
| l’homme (انسان) | مفعول مستقیم | l’homme que je vois |
| le livre (شیء) | مفعول مستقیم | le livre que je lis |
میبینید که انسان و شیء هر دو میتوانند qui یا que بگیرند. آنچه تعیینکننده است، نقش دستوری است.
روش دو جملهای
بهترین روش عملی این است که هر جملهی موصولی را ذهناً به دو جمله بشکنید و ببینید آن کلمهی تکراری در جملهی دوم چه نقشی دارد:
| نقش کلمه در جملهی دوم | ضمیر |
| فاعل |
qui |
| مفعول مستقیم |
que |
| با حرف اضافهی de |
dont |
| مکان یا زمان |
où |
| با حرف اضافهی دیگر |
qui (انسان) یا lequel (شیء) |
این جدول در واقع خلاصهی تمام مقاله است. باقی متن فقط توضیح و تمرین همین جدول است.
qui: وقتی جای فاعل مینشیند
qui جای فاعل جملهی دوم را میگیرد.
- Je connais un homme. Cet homme parle cinq langues.
- → Je connais un homme qui parle cinq langues.
نمونههای بیشتر:
- La femme qui habite à côté est médecin.
- Le train qui arrive à midi vient de Lyon.
- J’ai un ami qui travaille à Paris.
- Les étudiants qui ont réussi sont contents.
سه ویژگی مهم qui
۱. qui هرگز حذف مصوت نمیکند. برخلاف que که پیش از مصوت qu’ میشود، qui همیشه کامل نوشته میشود:
- L’homme qui a parlé. ✔
- ~~L’homme qu’a parlé.~~ ✘
این تفاوت یکی از بهترین ابزارهای تشخیص در نوشتار است: هر جا qu’ میبینید، حتماً que است، نه qui.
۲. فعل با مرجع مطابقت میکند، نه با qui. این نکته وقتی مرجع، ضمیر شخصی باشد اهمیت پیدا میکند:
- C’est moi qui suis responsable. ✔ (نه ~~qui est~~)
- C’est nous qui avons décidé. ✔
- C’est toi qui as raison. ✔
۳. بعد از حرف اضافه، qui فقط برای انسان به کار میرود:
- La personne à qui je parle est ma sœur.
- L’ami avec qui je travaille est très gentil.
- L’homme pour qui je travaille est exigeant.
برای اشیاء در این جایگاه باید از lequel استفاده کرد که بعداً به آن میرسیم.

que: وقتی جای مفعول مستقیم مینشیند
que جای مفعول مستقیم جملهی دوم را میگیرد.
- J’ai lu un livre. Tu m’as recommandé ce livre.
- → J’ai lu le livre que tu m’as recommandé.
نمونههای بیشتر:
- Le film que nous avons vu était excellent.
- La personne que j’ai rencontrée hier est journaliste.
- Les gâteaux que ma mère prépare sont délicieux.
- C’est une histoire qu’il raconte souvent.
دو ویژگی مهم que
۱. پیش از مصوت به qu’ تبدیل میشود:
- Le livre qu’il a écrit. ✔
- La ville qu’elle a visitée. ✔
۲. اسم مفعول با مرجع مطابقت میکند. این نکتهی نگارشی مهمی است که بسیاری از زبانآموزان از آن غافلاند. وقتی que مفعول مستقیمی باشد که پیش از فعل مرکب آمده، اسم مفعول باید در جنس و شمار با مرجع مطابقت کند:
| جمله | توضیح |
| La lettre que j’ai écrite. | مرجع مؤنث مفرد → افزودن e |
| Les livres que j’ai lus. | مرجع مذکر جمع → افزودن s |
| Les photos que tu as prises. | مرجع مؤنث جمع → افزودن es |
مقایسه کنید با حالتی که مفعول بعد از فعل میآید و مطابقت انجام نمیشود:
- J’ai écrit une lettre. (بدون مطابقت)
- La lettre que j’ai écrite. (با مطابقت)
این تفاوت در تلفظ معمولاً شنیده نمیشود، اما در نوشتار و در آزمونها اهمیت زیادی دارد.

روش عملی تشخیص qui از que
اگر بین این دو مردد شدید، به کلمهی بلافاصله بعد از ضمیر نگاه کنید:
اگر بعد از آن مستقیماً فعل آمده → qui اگر بعد از آن فاعل (اسم یا ضمیر) آمده → que
| جمله | بعدش چه آمده | ضمیر |
|
L’homme ___ parle. |
فعل (parle) |
qui |
| L’homme ___ je vois. |
ضمیر فاعلی (je) |
que |
| Le livre ___ est sur la table. |
فعل (est) |
qui |
| Le livre ___ Marie a acheté. |
اسم فاعل (Marie) |
que |
این روش سریع است و در بیش از نود درصد موارد جواب میدهد. فقط یک استثنا دارد: گاهی بعد از que در سبک ادبی، فاعل و فعل جابهجا میشوند:
- J’ai écrit une lettre. (بدون مطابقت)
- La lettre que j’ai écrite. (با مطابقت)
در این حالت باید به معنا رجوع کنید. اما چون این ساختار در فرانسهی روزمره نادر است، روش بالا همچنان قابل اتکاست.
dont: جانشین همهی ساختارهای de
dont وقتی به کار میرود که کلمهی تکراری در جملهی دوم با حرف اضافهی de همراه باشد. این ضمیر برای فارسیزبانها سختترین مورد است، چون در فارسی هیچ معادل مستقیمی ندارد و بسته به جمله به «که… از او»، «که… ی آن» یا «که به آن» ترجمه میشود.
سه کاربرد اصلی دارد.
۱. با افعالی که حرف اضافهی de میگیرند
فهرست این افعال را باید بشناسید:
parler de, avoir besoin de, avoir envie de, rêver de, s’occuper de, se souvenir de, avoir peur de, être sûr de, dépendre de, se plaindre de.
- Le film dont je parle est sorti hier. (فیلمی که دربارهاش حرف میزنم)
- La chose dont j’ai besoin, c’est du temps. (چیزی که به آن نیاز دارم)
- Le voyage dont je rêve coûte cher. (سفری که رؤیایش را دارم)
- L’accident dont il se souvient était grave.
۲. برای بیان مالکیت و وابستگی اسمی
هر جا در فارسی «که… ی او» یا «که… ی آن» میگویید:
- L’homme dont le fils est médecin habite ici. (مردی که پسرش پزشک است)
- La maison dont le toit est rouge est à vendre. (خانهای که سقفش قرمز است)
- Un écrivain dont j’ai lu tous les livres. (نویسندهای که همهی کتابهایش را خواندهام)
اینجا یک خطای بسیار رایج وجود دارد. بعد از dont هرگز صفت ملکی در فرانسه به کار نمیرود، چون dont خودش نقش مالکیت را ایفا کرده است:
- L’homme dont le fils est médecin. ✔
- ~~L’homme dont son fils est médecin.~~ ✘
همچنین ترتیب کلمات بعد از dont همیشه عادی است: فاعل، فعل، مفعول.
- La femme dont je connais le mari. ✔ (زنی که شوهرش را میشناسم)
- ~~La femme dont le mari je connais.~~ ✘
۳. با صفتهایی که de میگیرند
- Un résultat dont je suis fier. (نتیجهای که به آن افتخار میکنم)
- Une décision dont il est satisfait.
- Un ami dont je suis très proche.
کاربرد چهارم: بیان بخشی از یک مجموعه
dont میتواند معنای «که از میان آنها» بدهد:
- J’ai vingt étudiants, dont cinq étrangers. (بیست دانشجو دارم که پنج نفرشان خارجیاند)
- Il a écrit trois romans, dont deux ont été traduits.
محدودیت مهم dont
dont نمیتواند بعد از حرف اضافه در زبان فرانسه بیاید. اگر ساختار جمله چیزی مثل à côté de, près de, au sujet de, à cause de باشد، باید از duquel و خانوادهاش استفاده کنید:
- La maison à côté de laquelle j’habite. ✔
- ~~La maison à côté dont j’habite.~~ ✘
où: مکان و زمان
où برای اشاره به مکان و زمان به کار میرود. کاربرد مکانیاش کاملاً شهودی است:
- La ville où je suis né est petite. (شهری که در آن به دنیا آمدم)
- Le restaurant où nous avons mangé était cher.
- Le pays d’où je viens s’appelle l’Iran. (کشوری که از آن میآیم)
- Le chemin par où il est passé est dangereux.
کاربرد زمانی
این کاربرد برای فارسیزبانها کمتر آشناست، اما دقیقاً همان چیزی است که ما با «که» میسازیم:
- Le jour où je t’ai rencontré. (روزی که تو را دیدم)
- L’année où il est parti. (سالی که رفت)
- Le moment où tout a changé.
- À l’époque où j’étais étudiant.
توجه کنید که در این ساختار هرگز از quand استفاده نمیشود:
- Le jour où je suis arrivé. ✔
- ~~Le jour quand je suis arrivé.~~ ✘
این خطا معمولاً از انگلیسی میآید که در آن the day when درست است.

ce qui، ce que و ce dont: وقتی مرجعی وجود ندارد
تا اینجا همیشه یک اسم مشخص بهعنوان مرجع داشتیم. اما گاهی مرجعی در کار نیست، یا مرجع، کل یک جمله است. در این حالت ce را پیش از ضمیر میگذاریم.
|
ساختار |
نقش |
مثال |
| ce qui |
فاعل |
Ce qui m’intéresse, c’est la musique. |
| ce que |
مفعول مستقیم |
Ce que je veux, c’est du calme. |
| ce dont |
با de |
Ce dont j’ai besoin, c’est du repos. |
معنای همهی اینها چیزی شبیه «آنچه» یا «چیزی که» در فارسی است.
وقتی مرجع، کل جملهی قبل است
- Il est arrivé en retard, ce qui m’a énervé. (که این مرا عصبانی کرد)
- Elle a tout compris, ce que je trouve remarquable.
- Il a refusé, ce dont je ne suis pas surpris.
با tout
ترکیب tout ce qui و tout ce que بسیار پرکاربرد است:
- Tout ce que je sais, je l’ai appris ici. (هرچه میدانم…)
- Tout ce qui brille n’est pas or. (هر چیزی که میدرخشد طلا نیست)
تفاوت با سؤال غیرمستقیم
این ساختارها همانهایی هستند که در سؤال غیرمستقیم هم به کار میروند:
- Qu’est-ce que tu veux ? → Dis-moi ce que tu veux.
- Qu’est-ce qui se passe ? → Je ne sais pas ce qui se passe.
lequel و خانوادهاش: بعد از حرف اضافه
وقتی مرجع بعد از حرف اضافهای غیر از de قرار میگیرد و شیء است، از lequel استفاده میکنیم. این ضمیر با مرجع مطابقت جنس و شمار پیدا میکند:
| مفرد | جمع | |
| مذکر |
lequel |
lesquels |
| مؤنث |
laquelle |
lesquelles |
- Le stylo avec lequel j’écris est cassé.
- La raison pour laquelle je suis venu est simple.
- Les problèmes sur lesquels nous travaillons sont complexes.
ادغام با à و de
مثل حرف تعریف در فرانسه، این ضمیر با à و de ادغام میشود:
|
حرف اضافه |
مذکر مفرد | مؤنث مفرد | مذکر جمع |
مؤنث جمع |
| à | auquel | à laquelle | auxquels | auxquelles |
| de | duquel | de laquelle | desquels | desquelles |
- Le projet auquel je pense est ambitieux. (penser à)
- L’entreprise à laquelle j’ai écrit n’a pas répondu.
- La maison à côté de laquelle j’habite est ancienne.
انسان یا شیء؟
برای انسان، بعد از حرف اضافه معمولاً qui ترجیح داده میشود، هرچند lequel هم درست است:
- L’ami avec qui je travaille. (رایجتر)
- L’ami avec lequel je travaille. (رسمیتر)
اما بعد از parmi و entre، حتی برای انسان هم باید از lesquels استفاده کرد:
- Les collègues parmi lesquels je travaille. ✔
- ~~Les collègues parmi qui je travaille.~~ ✘

جدول جامع انتخاب ضمیر موصولی
| نقش کلمهی تکراری در جملهی دوم | ضمیر | مثال |
| فاعل |
qui |
Le train qui arrive… |
| مفعول مستقیم |
que |
Le train que je prends… |
| با de (فعل، اسم، صفت) |
dont |
Le film dont je parle… |
| مکان |
où |
La ville où j’habite… |
| زمان |
où |
Le jour où il est parti… |
| با حرف اضافه، انسان |
qui |
L’ami avec qui je sors… |
| با حرف اضافه، شیء |
lequel |
Le stylo avec lequel j’écris… |
| با à، شیء |
auquel |
Le projet auquel je pense… |
| با حرف اضافهی مرکب |
duquel |
La maison à côté de laquelle… |
| بدون مرجع، فاعل |
ce qui |
Ce qui m’intéresse… |
| بدون مرجع، مفعول |
ce que |
Ce que je veux… |
| بدون مرجع، با de |
ce dont |
Ce dont j’ai besoin… |
تلفظ و نکات نگارشی
| ضمیر | تلفظ | نکته |
|
qui |
[ki] |
هرگز حذف مصوت نمیکند |
|
que / qu’ |
[kə] / [k] | پیش از مصوت qu’ میشود |
|
dont |
[dɔ̃] | حرف t پایانی تلفظ نمیشود |
|
où |
[u] | با accent grave |
|
lequel |
[lə.kɛl] | |
|
laquelle |
[la.kɛl] | |
|
auquel |
[o.kɛl] |
تفاوت où و ou
این دو کلمه دقیقاً یکسان تلفظ میشوند، هر دو [u]، و فقط با علامت accent grave از هم جدا میشوند:
- où = کجا، جایی که (ضمیر موصولی یا پرسشی)
- ou = یا (حرف ربط)
مقایسه کنید: La ville où j’habite در برابر du thé ou du café.
راه سادهی تشخیص در نوشتار: اگر بتوانید کلمه را با «یا» جایگزین کنید، ou است؛ در غیر این صورت où.
اشتباههای رایج فارسیزبانها
| اشتباه | نادرست | درست | ریشهی خطا |
| انتخاب بر اساس انسان/شیء |
L’homme qui je vois |
L’homme que je vois | قیاس با who / which انگلیسی |
| حذف ضمیر موصولی |
Le livre j’ai lu |
Le livre que j’ai lu | تأثیر انگلیسی که اجازهی حذف میدهد |
| حذف مصوت qui |
L’homme qu’a parlé |
L’homme qui a parlé | تعمیم قاعدهی que |
| que بهجای dont |
Le film que je parle |
Le film dont je parle | ندانستن اینکه parler حرف اضافهی de میگیرد |
| صفت ملکی بعد از dont |
L’homme dont son fils… |
L’homme dont le fils… | ترجمهی لفظی «که پسرش» |
| ترتیب نادرست بعد از dont |
La femme dont le mari je connais |
La femme dont je connais le mari | حفظ ترتیب فارسی |
| quand بهجای où |
Le jour quand je suis né |
Le jour où je suis né | تأثیر the day when انگلیسی |
| فراموشی مطابقت اسم مفعول |
La lettre que j’ai écrit |
La lettre que j’ai écrite | ناآگاهی از قاعدهی مطابقت با مفعول مقدم |
| dont بعد از حرف اضافه |
à côté dont |
à côté de laquelle | ناآگاهی از محدودیت dont |
| خلط où و ou |
La ville ou j’habite |
La ville où j’habite | یکسانی تلفظ |
جمعبندی
آنچه گفتیم را میشود در چند اصل خلاصه کرد:
۱. انتخاب ضمیر موصولی به نقش دستوری بستگی دارد، نه به انسان یا شیء بودن مرجع. این تفاوت بنیادین با انگلیسی است و منشأ بیشتر خطاهاست.
۲. qui جای فاعل مینشیند و que جای مفعول مستقیم. برای تشخیص سریع، به کلمهی بعدی نگاه کنید: فعل یعنی qui، فاعل یعنی que.
۳. dont هر جایی میآید که حرف اضافهی de در کار باشد، چه با فعل، چه با اسم، چه با صفت. بعد از آن هرگز صفت ملکی نمیآید.
۴. où هم مکان را پوشش میدهد و هم زمان. برای زمان هرگز از quand استفاده نکنید.
۵. وقتی مرجع مشخصی وجود ندارد، ce را اضافه کنید: ce qui, ce que, ce dont.
۶. بعد از حرف اضافه، برای انسان qui و برای شیء lequel، با ادغامهای auquel و duquel.
۷. ضمیر موصولی در فرانسه هرگز حذف نمیشود، برخلاف انگلیسی.
توصیهی عملی: هر بار که مردد شدید، جمله را به دو جملهی مستقل بشکنید و ببینید کلمهی تکراری در جملهی دوم چه نقشی دارد. این تمرین در ابتدا کند است، اما بعد از چند هفته به یک تشخیص خودکار تبدیل میشود. مهمتر از آن، فهرست افعالی را که حرف اضافهی de میگیرند جداگانه یاد بگیرید، چون کلید درست به کار بردن dont همانجاست.
سؤالهای پرتکرار
به کلمهی بلافاصله بعد نگاه کنید. اگر فعل است، qui؛ اگر فاعل (اسم یا ضمیر) است، que.
مثال: l’homme qui parle در برابر l’homme que je vois.
چون در فارسی معادل ثابتی ندارد و بسته به جمله جور دیگری ترجمه میشود. راهحل این است که بهجای ترجمه، به ساختار فرانسوی نگاه کنید: هر جا فعل یا اسم یا صفتِ جملهی دوم حرف اضافهی de میخواهد، dont بگذارید.
هر دو میتوانند برای مکان به کار روند و où سادهتر و رایجتر است. La maison où j’habite و La maison dans laquelle j’habite هر دو درستاند، اما دومی رسمیتر به نظر میرسد.
برای انسان، در سبک رسمی گاهی ممکن است (l’homme de qui je parle)، اما dont طبیعیتر و رایجتر است. برای اشیاء اصلاً درست نیست.
در بیشتر افعال واقعاً شنیده نمیشود، اما در نوشتار خطای دستوری محسوب میشود. ضمن اینکه در افعالی که اسم مفعولشان به صامت ختم میشود، تفاوت شنیده میشود: la lettre que j’ai écrite [e.kʁit] در برابر j’ai écrit [e.kʁi].
چون qui خودش شخص ندارد و فعل همیشه با مرجع صرف میشود. مرجع اینجا moi است، پس فعل اولشخص مفرد میشود.
از نظر نقش دستوری نه، همان تفکیک فاعل و مفعول برقرار است. تفاوت فقط در این است که مرجع مشخصی وجود ندارد و ce جای آن مرجع نامعین را میگیرد.

